ytube2   کانال گوگل پلاس   لینکدین   کانال آپارات   اینستاگرام   کانال تلگرام   مارا دنبال کنید

 

ترس از آینده | نگاهی گذرا به آرمانشهرها و دلایل ترس از پیشرفت

ارسال نظر
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

یک پارادوکس قابل توجه در زمان ما در حال شکل دادن است: ما ترس از آینده داریم با این وجود که مثل گذشته زندگی نمی‌کنیم. چگونه این دو در کنار هم قرار می گیرد؟ دانشمند و کارآفرین سوئیسیLars Jaeger دلایل مشتریان آر اند ام (R&M) را بررسی می‌کند.

 

نگاهی گذرا به آرمانشهرها

نگاهی گذرا به گذشته نشان می دهد که این تضاد یک پدیده نسبتاً مدرن است. درست در قرن نوزدهم، فیلسوفان و نویسندگان جهان غرب، تصاویر بسیار مثبتی از آینده بشریت به نمایش گذاشتند.
همه این کارها در سال 1516 با "Utopia" به معنی آرمانشهر توسط توماس مور شروع شد. یک آرمانشهر دنیایی است که در آن همه مردم (در واقع همه مردان) از حقوق یکسان برخوردار هستند. یک روز کاری از شش ساعت تشکیل شده است، هر کس می تواند آزادانه حرفه خود را انتخاب کند و به امکانات آموزشی دسترسی کامل داشته باشد و همه نیازهای خود را از طریق جامعه تأمین می کنند.
چنین جامعه ای 500 سال پیش برای مردم مانند یک بهشت به نظر می رسید. بنابراین، برای یک مدت طولانی آرمانشهرها دنیاهای خیالی آینده بودند که حاکی از تقابل روشنی با زندگی روزمره کنونی بودند.
با این حال در قرن بیستم آن تصویر تغییر کرد. نگاهی به چشم اندازهای ادبی صد سال گذشته ، عمدتاً دنیاهای ناخوشایندی را آشكار می كند: زیست بوم کشی، اکتشافات اتمی، روبات های قاتل، رژیم های دیکتاتوری. برخی نویسندگان رمان های علمی تخیلی قرن بیستم، دنیای کابوس های ایجاد شده توسط دیکتاتوری های استبدادی را توصیف می کنند که ایجاد آنها فقط توسط تکنولوژی‌های نوین ممکن است.
مقصر این وخامت یا نابودی مورد انتظار شرایط زندگی ما، پیشرفت علمی و فناوری شناخته شده است. یعنی همان قدرتی که باعث شده امروز بتوانیم در جامعه ای زندگی کنیم که بسیار فراتر از سناریوهای خوش بینانه یک آرمانشهر است. . این واقعیت است که علوم مربوط به قرن هفدهم و هجدهم و قهرمانان آنها مانند اسحاق نیوتن و گالیله که با قاطعیت در روشنگری و در نتیجه لیبرالیسم، دموکراسی و جامعه ای آزاد سهیم بودند، دیگر به چشم نمی‌آیند.
به عبارتی می‌توان گفت علم بشریت را نادیده می‌گیرد و آن را از بین می برد!

 

پنج دلیل برای اینکه از پیشرفت می ترسیم

چگونه می توانیم وابستگی عاطفی خود را به عصری که در آن علم و فناوری به سطحی بالاتر از همیشه رسیده است و کیفیت بهتری از زندگی را برای ما به ارمغان می‌آورد، درک کنیم؟ چگونه می توان این تناقض را توضیح داد که در آن ما هم به آسایش ناشی از تکنولوژی معتقد باشیم هم ترس ناشی از مصیبت‌های حاصل از علم و تکنولوژی‌های آن را بپدیریم؟ ما کورکورانه به عملکرد تلفن های هوشمند، رایانه ها، ارتباط با داده های دیجیتالی، آنتی بیوتیک ها و بسیاری از فناوری های دیگر اعتماد داریم اما در عین حال ما به طور کلی تحت سلطه پیشرفت تکنولوژی قرار می‌گیریم

 

اساساً پنج دلیل برای این تناقض وجود دارد:

1-    خطوط مونتاژ، ترس از دست دادن شغل به دلیل تکنولوژی های جدید، محدودیت زمانی ایجاد شده توسط فرآیندهای بهینه سازی فنی و ریاضی در مشاغل ما، همه اینها باعث می شود که ما به تدریج کنترل زندگی خود را ز دست بدهیم.
2-    اکثر مردم به سختی می‌توانند درک کنند که پشت پرده مراحل علمی چه می گذرد. در عین حال ، آنها احساس می کنند که فرآیندهای قدرتمند در کار وجود دارد. این ترکیب از سنجش شهودی و عدم دانش و درک مشخص است که باعث ایجاد اضطراب می شود.
3-    سرعت تحولات تکنولوژیکی و پیچیدگی و سرعت تحولات اجتماعی مربوطه هم از نظر ذهنی و هم از نظر عاطفی ما را گیج می کنند. در طی 250 سال گذشته مردم با چندین دگرگونی تکنولوژیکی منحصر به فرد روبرو بوده اند و پیشرفت های تکنولوژی نسبتاً کند بوده است. اما امروزه با تعداد زیادی از آنها روبرو هستیم.
4-     عواقب تحولات تکنولوژیکی دیگر محدود به یک محله نیست. این تحولات دیگر در مرزهای ملی یا اقیانوس ها متوقف نمی شوند. بسیاری از این مشکلات به سطح جهانی رسیده است: موضوعاتی مانند جنگ هسته ای، نابودی محیط زیست، جمعیت بیش از حد، دگرگونی آب و هوا، هوش مصنوعی و مهندسی ژنتیک بر کل بشریت تأثیر می گذارد و آن را تهدید می کند!
5-    ما مجبوریم محدوده امن یقین‌‌های مطلق را ترک کنیم، خواه ماهیت دینی، فلسفی یا علمی داشته باشد. ما مجبوریم زندگی را با حقایق ضد و نقیض آن که مکمل هم هستند تحمل کنیم. آنچه که با نظریه كپرنكس آغاز شد و از بین رفتن جایگاه اصلی ما در جهان، با نظریه داروین (ما مرکز آفرینش نیستیم، بلکه نتیجه ی فرایندی هستیم که حیوانات و گیاهان به طور مساوی طی کرده اند) و نظریه فروید (ما خانه ذهنی خود نیستیم) ادامه یافت و تجلی بعدی خود را در نظریه کوانتومی ادامه داد.
انقلابهای تکنولوژیکی در گذشته بارها و بارها با تعریف جدیدی از هنجارهای اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، معنوی و مذهبی همراه بوده اند. آنها حقایق را تغییر دادند، دیدگاه های جهانی را نابود کردند و موارد جدیدی را خلق کردند.
در طی این فرایندها تناقضات همیشه بخشی از بازی بود. فیزیک کوانتوم در کنار رایانه ها، لیزرها و تشخیص پزشکی مدرن، بمب اتمی را نیز برای ما به ارمغان آورد. اینترنت فرصت های جدید و مهیج برای تبادلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایجاد می‌کند و همچنین روشهای کاملاً جدیدی برای نظارت دولتی یا سازمانی ممکن می‌سازد و نقش گسترده ای در حفظ حریم خصوصی ما ایفا می کند.
الگوریتم های جدید مشکلات لاینحل قبلی را حل می کنند، اما با توسعه یک هوش مصنوعی خطر بردگی ما را تهدید می کند. نیاز شدید تکنولوژی های مدرن ما به انرژی، جهان را به سمت از بین رفتن منابع طبیعی سوق می دهد.

 

پویایی تقریباً خارج از کنترل است

اما چه کسی یا چه چیزی می تواند پیشرفت تکنولوژی را به سمت نتایج قابل تحمل سوق دهد؟ دو مورد که اغلب به آنها اشاره می شود ، بی تردید ، بدون شک با این کار کنار آمده اند:
•    مسئولیت پذیری تصمیم گیرندگان اجتماعی (سیاستمداران ، رهبران مشاغل ، طراحان رسانه و غیره) که وظیفه آنها نیز افزایش منافع عمومی است، برای هدایت شتاب پویایی تغییرات تکنولوژیکی بسیار کند است. این موضوع به این خاطر است که دانش عمیق رهبران سیاسی، تجاری و فرهنگی به نسبت وضعیت فعلی پیشرفت علمی معمولاً ناچیز است.
•    خود دانشمندان نیز برای کنترل پیشرفت تکنولوژی ناتوان هستند. در مقابل دقیقاً مانند سایر اعضای جامعه، آنها نیز تا حد زیادی مطیع بازار آزاد هستند. آنها حتی می توانند با توسعه تکنولوژی‌های جدید و مبتنی بر بصیرت خود میلیاردر شوند.

سومین نیروی خلاق اجتماعی بازار آزاد است. و در واقع پیشرفت تکنولوژی تاکنون تقریباً به طور انحصاری منطق استثمار بازار (یا نظامی) را دنبال کرده است. به عبارت دیگر آنچه ممکن بود و یک مزیت مالی (یا نظامی) برای برخی به شمار می رفت، در واقع توسعه یافته است.
آیا می توانیم امیدوار باشیم که مکانیسم رقابت در بازار، پیشرفت تکنولوژی را به بهترین وجه ممکن برای ما رقم بزند؟ این بدان معنی است که می توانیم امیدوار باشیم که Google، Facebook و Amazon بتوانند در مورد توسعه و استفاده از کامپیوترهای کوانتومی و هوش مصنوعی در سطح بالاتر به نفع همه تصمیم بگیرند و شرکت های دارویی و مهندسی ژنتیک CRISPR را به کار گیرند که در این صورت به بهترین نحو ممکن به همه ما کمک می شود.

 

مبارزه با فیلتر اطلاعات

در کنار یکپارچگی اخلاقی، ما باید از سیاستمداران و سایر تصمیم گیرندگان اجتماعی و اقتصادی خواستار تعهد به یکپارچگی فکری باشیم. این بدان معناست که فیلترهای اطلاعات به منظور تحقق منافع خاص باید به طور مؤثر با آن مبارزه کنند.


دیدگاه خود را بنویسید
لغو
شما مهمان هستید
یا ارسال به عنوان یک مهمان
در حال بارگیری نظر ... نظر بازسازی خواهد شد بعد از 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.

کلیه حقوق این سایت متعلق به شرکت لاوان ارتباط است.